تک تودِی
فناوری های روز را با ما دنبال کنید

رمز موفقیت یا شکست پلتفرم های کمیسیون محور چیست؟

چنانچه به دنبال راه اندازی استارت اپ با مدل دریافت حق کمیسیون Commission-Based هستید، متن زیر را حتما مطالعه کنید.

0
امتیاز دهید

این بخش را با یک مثال شروع میکنم. تقریبا سه سال پیش، استارت آپی به اسم Spotnight با هدف کمک به کاربر در پیدا کردن بهترین ایونت های شبانه براساس مدل دریافت حق کمسیسون، راه اندازی می شود.

در نظر داشته باشید که این نوع مدل درامدی بسیار مورد توجه فاندرهاست چرا که خیلی سریع می تواند شروع به کار کند و فقط کافی است شما عرضه را به تقاضا وصل کنید.

این استارت اپ در ابتدا توانست حجم کوچک اما با ارزش بالایی از کاربر را جذب کند، اما رشد واقعی چنین استارت آپی نیاز به صرف هزینه زیاد در رابطه با جذب هر کاربر دارد. چرا که نه تنها رقبای مشابهی در این بازار دقیقا همین بیزنیس را داشتند، بلکه کسانی که ایونت را باید روی پلتفورم میگذاشتند ( تامین کنندگان سرویس- بخش عرضه)، بدون نیاز به شبکه Spotnight میتوانستند ایونت خود را به فروش بگذارند.

بنابراین این استارت آپ به همراه استارت آپ های مشابه خودش پس از چندسال شکست خوردند.

نکات راهبردی:

اگر بازار پتانسیل انحصار نداشته باشد یا حداکثر در دست دو رقیب باشد، هر چقدر هم که سرویس عالی طراحی شده باشد، شکست می خورد.

اما چرا بعضی از استارت آپ های بزرگ در بازار باقی می مانند و بقیه از بین می روند؟

:white_check_mark: یک مقایسه بین موارد موفق و شکست خورده در استارت آپ های بازار محور، نشان میدهد که در استارت آپ های موفق، تامین کنندگان سرویس با پلتفرم کاملا قفل می شوند، یعنی کاملا برای رشد خود به پلتفرم وابسته می شوند!

:x: در مقابل، در marketplaces هایی که شکست می خورند، تامین کنندگان آن سرویس به تنهایی هم می توانند کار کنند و نیازی به پلتفرم نیست.

پیشنهاد می کنیم بخوانید  ساختار کسب و کار پلتفرمی و کاربردهای آن

بر فرض مثال، یک کارگر منزل موفق، مستقیما بدون نیاز به marketplaces بهترین مشتریان خود را دارد و نیازی به هیچ پلتفرمی ندارد.

:arrow_backward: یعنی هر چقدر تامین کنندگان یک سرویس یا بخش عرضه بیزینس، به تنهایی موفق باشند، کمتر به marketplaces نیاز دارند.

چقدر این مسئله حیاتی است؟

ببینید در این مدل استارت آپ ها مثل اسنپ، Airbnb …که یک طرف عرضه و یک طرف تقاضا را به هم وصل میکند، نه تنها رقابت بین خود استارت آپ های مشابه پیش میاد ( اسنپ، تپسی، ماکسیم…)، بلکه حتی با خود تامین کنندگان موفق هم باید رقابت کنند.

اگر شما از سرویس اسنپ استفاده میکنید، نمیتوانید یک اپلیکیشن مینی اسنپ طراحی کنید و راننده ها را جذب کنید، چرا که سمت تقاضای بازار یعنی رانندگان، بصورت کامل با این اپ کار میکنند و جذب مجدد رانندگان هزینه بسیار زیاد و سرمایه به شدت بالایی را می خواهد. این یعنی شما با این اپ قفل شدید.

بنابراین چنانچه marketplace را برای استارت آپ خود ارزیابی می کنید، از خود بپرسید که :

آیا قادر هستید (بصورت قانونی) موفق ترین تامین کنندگان سرویس (بخش عرضه) را با پلتفرم خود قفل کنید؟

قفل شدن یعنی: رانندگان اسنپ/ اوبر/… به صورت فزاینده ای احساس میکنند که می خواهند که همانند یک کاربر تمام وقت از مزایای آن استفاده کنند و فقط با این اپ کار کنند.

:bulb: بنابراین، با وجود اینکه برای استارت آپ های بازارمحور (Marketplace) آینده خوبی به نظر میرسد، اما برای صنعتی که نمیشود در آن بصورت انحصاری کار کرد، موفقیتی در پیش نخواهد بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.